سلام دوستان
اول اینکه جشنواره شعر علوی امسال هم برگزار شد توی تنکابن من که نبودم ولی گفتن خوش گذشت
دوم اینکه شب شعر آتش عطش پنج شنبه توی بابل برگزارشد منم دعوت بودم با مهدی زارعی رفتیم
سوم اینکه نشریه ادبی ایرن داره چاپ میشه دوستان اثار خودشونو به ایمیل من بفرستن هر چیزی در زمینه ادبیات از قبیل شعر ،داستان ، نقد ادبی و....
چهارم اینکه کتاب مهدی زارعی چاپ شده اسمش هست "این سنگ قبر کادوی روز تولدت" قیمت ۱۲۵۰ تومان هر کی خواست آمار بده
چهارم اینکه عید همتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید
پنجم اینکه این چه وضع نظر دادنه همین کاراو میکنید که وضع ما اینجوری میشه............
اینم عیدی من
من تمامیی مردهگان بودم:
مردهی پرندهگانی که میخوانند
و خاموشاند،
مردهی زيباترين جانوران
برخاک و در آب،
مردهی آدميان همه
از بد و خوب.
من آنجا بودم
در گذشته
بیسرود.
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی.
| به مهر | |||
| مرا | |||
| بیگاه | |||
| در خواب ديدی |
و با تو
بيدارشدم.
"احمدشاملو"
در قرن بیست و یک غم همدرد مسخره است
انسان با کلاس خستگی و درد مسخره است
اصلا خیال کن که توی مکا نیزم این جهان
انسان مدار نیست حرف زن و مرد مسخره است
من توی قرن پست مدرنیته ام ولی....
خورشید چیست؟عشق.. دما ..روح..دل سردمسخره است
تو حرف های عاشقانه عاشقت از تو غلیظ تر
این حرف های عاشقانه بی برو بر گرد مسخره است
در قرن ایدز..سارس وانسان بی خیال
اعدام دزدهای جهانگرد مسخره است
در قرن بیست و یک زن شبگرد چاره است
آغوش خیس ونرم یک زن شبگرد مسخره است؟
یک انتراکت بین این غزل انعکاس دار
آخیش..
خسته شدم ار این کاغذ واین حرف های...
یک لیوان آب بدهید به این گلدان
صدای مارو از رادیو قرآن می شنوید
یکی به این تلفن جواب بده:
مامان ناهار کی آماده می شه؟
یه ساعت دیگه
من معتقد به نقطه صفرم برای هر تقدیر
وقتی که حرف عاشقانه با گل زرد مسخره است
وقتی که جز دروغ کلامی نمی چکد اینجا
از این جهان به مقصد بعدی رهاورد مسخره است
یک مشت قرص آب وانسان که نیستی
تو یک عروسکی وآنچه جهان کرد مسخره است
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:16 توسط : شاید من

