یکشنبه 16 مرداد1384
حموم
نمی دونم تا حالا شده شوفاژ خونه آپارتمانتون خراب باشه بعدش به مدت دو هفته حموم نری بعدش چون خودت از دست خودت خسته شدی بری آب گرم کنی و با خوت ببری توی هموم (چون شیوه شستشو فرق داره خوب نوشتن هم باید فرق کنه مگه نه ؟) و شروع کنی خودتو بشوری ؟
ولی ایکاش بشه .......... چرا؟
چون خیلی حال میده مثه بچه ها باید با کاسه آب بریزی رو سرت .....

از من چه خبر:
من و بچه ها یه سایت راه انداختیم که قسمت ادبی اون با منه .منم خوشحال میشم مطالب شما رو بتونم اونجا درج کنم. البته من پیشاپیش از دوست خوبم مسعود به خاطر همه مهربانی هاش تشکر می کنم. من در زمینه :«شعر»« داستان» و معرفی کتاب فعالیت میکنم اگر کسی پیشنهادی داره من با جون و دل گوش جان می سپارم همه مهربانی ها تو نو به آدر زیر ایمیل کنید.راستی اگه عضو سایت هم بشید خوشحال میشیم.
uoota1983@yahoo.ca
نکته*)از کجا معلوم کرمها از طعم مغز من خوششون بياد؟
خوشبين شدم اين روزا..
نکته*!)به قبرکن التماس ميکنم.
تمام ترسم از اين است که روحم بخواهد قد بکشد..
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:19 توسط : شاید من
چهارشنبه 12 مرداد1384
هیوسین
الان دوسه روزه معنای واقعی خوردن و خوابیدن رو فهمیدم.......
تازه خیلی هم سخته ..........من خیلی عذاب کشیدم..........ولی غصه نداره برای نجات باید هیوسین بخوری تا از دست خوردن و خوابیدن راحت بشی.........
شدم شکل کته با ماست..............ولی اینم هم عالم داره

ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:8 توسط : شاید من
پنجشنبه 6 مرداد1384
فکر کردن یعنی ور رفتن با خرت و پرت های توی مغزت تا خوابت ببره
گاهی احساس می کنم به زنها خیلی ظلم میشه ولی یه وقتایی هم احساس می کنم اگه زنها یه کم قدرت عمل بیشتری داشته باشن چه کارایی که نمی کنن........ خلاصه اینکه روز زن مبارک
چند تا نمونه عاشقانه از چند زن و شوهر موفق
۱)زنان در عرصه اجتماعی

۲)گفتگوی عاشقانه یک زن و شوهر
ــ ميخوام طلاقت بدم!
ــ من که لباس ميشورم برات٬من که غذا میپزم برات٬بذارم برم!؟
ــ باشه توام بمون!





وقتی زنان از دیوار راست بالا می روند

۳)و قتی زندگی شیرین می شود........نامه عاشقانه یک زن و شوهر
..عزيزم سلام،من بچه ها رو بردم پارک،غذاتم تو يخچاله،منشيتم اگه دعوت کردی يه کم زودتر ردش کن بره مثل دفعه قبل پايين پله ها به هم نرسيم..حوصله دروغاشو ندارم..
ــ همسرت!

ولی بازم میگم روز زن به تمام زنان و دخترانی که من می شناسم ویا........مبارک باشه
و از من چه خبر:
۱)پاهام که خسته شد ولش کردم و اومدم..
يه کم جلوتر آقا چاقه داشت به بزرگترين جوجه تيغی ای که تو عمرم ديده بودم لگد ميزد. اون بغل روی يه تابلو يه عکس نيمرخ از من بود.با ماژيک فسفری زيرش نوشته بودم:
"من پستم..پس هستم.."
۲)شباهت عجيبی کشف کرده ام بين
"حاجی ما را هم دعا کنيد" با "به وبلاگ منم سر بزن"..
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:56 توسط : شاید من