پنجشنبه 24 شهریور1384
عوضی
گفت چرا ادآی آدمای عوضی رو در میاری
گفتم: می خوام ببینم تو توی زندگیت چی میکشی
تقريبا با هم به اين نتيجه ميرسيم که برای شناختن آدمهای
احمق، به تعداد آدمهای دنيا تقسيم بر دو روش وجود دارد..
شما را به روشن فکريتان قسم
کاری نکنيد دخترک فاحشه فکر کند حرفه اصليش بحث های فلسفی است.
این جمله های بالا سفارشی برای یه دوست وبلاگ نویسه شما خودتو ناراحت نکن
رهايم میکند و من لجوجانه از تنهاييم لذت ميبرم
ديده ايد آدمهايی که از دست و پا فقط دو انگشت
اشاره دارند اصرار ميکنند بند کفششان را خودشان ببندند؟
قبض تلفن که میاد از تمام حرف های عاشقانه و تو بدم می آید
يادم نيست از درخت ممنوع چيزی کش رفتيم يا فرشته ای را در درياچه شير ديد زديم
---
فرود آمدن چکش طلايی خدا و پايان دادرسی را ولی خوب يادم هست
---
فردا شبش من در شکم مادرم بودم و تو در شکم مادرت
---
چقدر دلم برايت تنگ شده.
من به مهدی جان قول میدم دفعه بعد از خودم یه شعر اروتیک بذارم تا بد قول نشده باشم
برای پرنسس توضيح ميدم برای نصب دکل حداقل 5 نفر لازمه
بعد انگار تازه يادم افتاده توی يه جزيره متروک گير افتاديم معصومانه به دريا خيره ميشم
---
25 سال بعد 12 نفری با کشتی از جزيره ميريم
گمانهزني و احتمالات كارشناسان درباره جزئيات جنگ ايران و آمريكا
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:37 توسط : شاید من
پنجشنبه 17 شهریور1384
داری پیر میشی
یکی بهم گفت دعا کنم دانشگاه
قبول بشه یادم رفت.....قبول نشد....وجدان درد دارم
۱)نسبت پیر شدن من با دوست پسر گرفتن یه خانوم مثل نسبت سوهان کشیدن روح
می مونه به گرم شدن هوا................
۲)روحم داره سر جسسممو گول می ماله می خواد
بره......غریبه یعنی من
۳)جسمم رفته به ملکوت اعلا خیلی ناراحتم آخه نمی دونم اسم روحمو چی
بذارم......
۴) توی بیمارستان خانومه گفت مبارکه .....مثه خر
کیف کردم ...تموم شد
۵)الکل را کشف کرده اند برای پر رنگ کردن تصاوير و برداشتن مرز بين خواب
و بيداری طوری که مرده های کم حرف و زنده های مونث فاميل و ساختمانهايی که برای
پايين افتادن و بيدار شدن ساخته اند راحت تر دور و اطراف خانه بچرخند بلکه زودتر
خوابت ببرد و هيچوقت يادت نيايد همه 400-300 فيلم دنيا را سه چهار نفر هول هولکی
ساخته اند برای من و تو تا کمی بيشتر حرف برای گفتن داشته باشيم،آنقدر که لابلايشان
بشود حاليت کرد اصل قضيه از چه قرار است.اصلا الکلی و پرحرف و خرفت هم شده ام که
شده ام .تو انگار کن رفته ام مسافرت،حالا حالا ها هم برنميگردم......
۶)اینو به آینه گفتم...
از کوزه همان برون تراود که در اوست
دیگه آینه ندارم......
۷)ببين..حيوونا هيچ وقت عاشق نميشن...
حالا باز بگو حيوونا هيچی
نميفهمن...!
دلم واسه یه شعر اروتیک خیلی تنگ شده ......دلم
واسه خیلی چیزا یه کم تنگ شده واسه بعضی چیزا خیلی دلم درد میکنه............بی
خیال.......راستی می خوام اسممو بذارم مقدسات نظام
چطوره؟
راستی اینجا نوت بوک رایگان میدن
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:26 توسط : شاید من
شنبه 12 شهریور1384
وجدان درد..
۱)بهم گفت تا حالاشده۴۰ تا مهمون دعوت كني و چاه توالت خونتون بگيره...خيلي فكر كردم(شايد يه ماه) ديروز توي رختخواب به اين نتيجه رسيدم كه حتما نخواستم واسم همچين اتفاقي بيفته....فردا همه تون دعوت خونه من به صرف خوردن نوشابه.شربت.آب هندوانه و هرچي مايعات كه ميدونيد.....
۲)شايد شبش بيای تو خوابم و با اون چشای گنده مسخره ات بپرسی چرا پرتت کردم...
اما اونقدر احمقی که مطمئنم قانعت ميکنم که پای خودت ليز خورده و پرت شدی!
۳)فکر ميکنی تا حالا چند تا سوسمار به اون پرنده کوچيکا که ميان
لای دندونای سوسمارا رو تميز ميکنن خيانت کرده...!؟
۴)تمــام پل ها و راههای پشت سرتو با چند تا حرف تو حالت عصبانیت خراب کردی
خواستم در موردت چیزی بنویسم فهمیدم ارزش اینو هم نداری

۵)بمن گفت من آدم مثل تو زياد ديدم از اون روز هر شب توي اينه به خودم خيره ميشم . خيليم چشمام هيز شده
۶) مي دوني رابطه مانتو هاي تنگ با چشم هاي هيز يه رابطه کاملا مستقيمه
راستی مرسی از دوستان شاعری که با این اخر پست من توجه نمی کنند هفته پیشم گفتم والان دوباره با زبون خوش میگم دوستان شعرا :
وبلاگ همسايه قصد برگزاری مسابقه شعری سراسری را دارد که تمام دوستان می توانند با فرستادن کارهایشان به آدرس ایمیل زیر در این مسابقه شرکت کنند،لطفاشماره تلفن ياادرس ايميل رو درصورت شرکت اعلام فرماييد ( ارسال آثار از اول شهریور ماه تا بيستم شهريور ) جهت اطلاعات بیشتر به وبلاگ همسایه مراجعه نمایید لینک در قسمت همسایگان مهربان موجود می باشد.
E-Mail : oshoahora@yahoo.com
ویه نکته بسیار مهم دیگه و اونم اینکه سایت ادبی استان مازندران به نام بوتیمار شروع به فعالیت کرد که همه شما رو دعوت میکنم به این سایت سر بزنید
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:7 توسط : شاید من
سه شنبه 1 شهریور1384
ترجيح ميدی يه نمکی فهيم باشی يا يه ميلياردر نفهم!؟
سلام............این یه پست کاملا زورکی هست.........من حریف خودم نمی شم اومدم بگم از خودم چه خبر فقط همین با این که خیلی کار دارم.........
۱) خم ميشوم تا سنگينی حلبی های جيبم را خرج کنم
کمی لفتش هم ميدهم تا دختر باريک آن طرف خيابان ببيند چه پسر خوبی هستم
يقه لباسم را ميگيرد و بوی گند دهانش و چند کلمه وارد مغزم ميشود:
فهميده ام در هر سکه ای که ميگيرم،موجود مونثی مستقيم يا غير مستقيم نقش دارد.
۲)عاشق دخترک روبرویی ميشوم..از کنارم که رد ميشود با تمام وجود بويش را ميبلعم
برميگردم تا برای آخرين بار نگاهش کنم که عاشق دخترک پشت سرم ميشوم...!
خيابانهای شلوغ هميشه من را گيج کرده اند..
۳) اکازيون
نما آجر کورهای
شومينه، وان، توالت فرنگی، همسايه بيوه مجرب
فروش يا معاوضه با خانه مجردی در سوئد
۴)دخترهای رديف جلويی
شما را به هر چه میپرستيد کمرتان را با آن ناخن های کجتان،خرش خرش نخارانيد
شلوارهای گشادتان را دو دستی با تمام وجود بالا نکشيد
توی ايستگاه های اتوبوس مظلومانه منتظر نشويد
با راننده های تاکسی کل کل نکنيد
چرا سعی ميکنيد تنها تصوير قشنگ توی کله من را خط خطی کنيد؟

همین.......................همش زنونه بود.........
راستی یه خبر مهم
وبلاگ همسايه قصد برگزاری مسابقه شعری سراسری را دارد که تمام دوستان می توانند با فرستادن کارهایشان به آدرس ایمیل زیر در این مسابقه شرکت کنند،لطفاشماره تلفن ياادرس ايميل رو درصورت شرکت اعلام فرماييد ( ارسال آثار از اول شهریور ماه تا بيستم شهريور ) جهت اطلاعات بیشتر به وبلاگ همسایه مراجعه نمایید لینک در قسمت همسایگان مهربان موجود می باشد.
E-Mail : oshoahora@yahoo.com
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:35 توسط : شاید من