میدونی جریان واقعا از چه قراره ....
نمی دونی دیگه ...... همه ما یه عقل داریم کاری به کامل و نصفه بودنشم ندارم...... که هر روز به مدت نیم ساعت تا یک ساعت بسته به سلیقه دریچه اونو باز می کنیم تا هوا بخوره ..... خوب یه روز که داره هوا می خوره این عقله تصمیم می گیره بیاد بیرون ..... بعد که میاد بیرون اون درشکه که توی فیلم پینوکیو بود یادته ..... بابا همونی که همه بچه ها رو می برد شهر بازی.... اهان افرین ...همون...... این عقل رو می بره شهر بازی .... بعدش که می فهمی ........دیگه دیر شده دیگه کار از کار گذشته....و تو یه دسته گلی به اب دادی حالا بیا و حوضش رو پر کن........ منم عقلم رفت شهر بازی و قاطی مرغدار ها شدم.....ببخشید.............قاطی متاهلین شدم...... اینم دلیل دیر به روز کردن من.
۱) دیگر بانویی در کار نیست خیال بانوان راحت باشد
۲) همه زندگی حرف های بی تربیتی مودبانه هست... مثلا همین که وقتی می خواد بپرسه کدوه "ح" زود هم میگن حوله یا حموم ... خوب اینا بی دلیل نیست که هست که نیست.
۳) توی تمام مدتی که در سیاست غرق بودم هیچ چیز بیشتر از جنبش زنان ایران منو بخودش جذب نکرد.
۴) اهنگ زندگی مثل بازی کردن یه مگس سر توالت با رون پا دل انگیز است .. مگه نه ؟
۵) نه اینکه مردم ما از این فیلم هایی که تازه مد شده ندیده باشن نه فقط کنجکاو شدن بدونن این شخص ایکس توی فیلم تلویزیون از نمای نزدیک چه شکلیه ... ...... خود به خلوت می رود ان کار دیگرمی کند ....؟؟
اینم شیرینی برای اونایی که نبودم در خدومتشون

ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:16 توسط : شاید من

